تبليغاتX
سرمست
سرمست

سلام اپ امروزم در مورد اهنگی هستش که خیلی


دنبالش بودم تا پیداش کنم و بلاخره پیداش کردم


اسم این اهنگ شن های ساحلی هستش از خانم

گوگوش


شن های ساحلی

کلبه های گلی

چشمان باز صدف

موجی که تن پوشیده با تور کف

هر یک در این دریا

چون دل عاشقم

انتظار تو رو دارد

بر لب های قایق رانان نغمه خوان

خاموشی کرده آشیان

بی تو جانا

باز آ باز آ

با طنین آواز خود

با فسون و با ناز خود

بار دیگر بلرزان قلب دریا را

بر روی موج آب

نیلوفر رفته خواب

بر چشمان خواب او

بر شام من یک بار دیگر بتاب

باز آ باز آ

باز آ چون دل عاشقم

انتظار تو را دارد

شن های ساحلی

کلبه های گلی

چشمان باز صدف

موجی که تن پوشیده با تور کف

هر یک در این دریا

چون دل عاشقم

انتظار تو رو دارد

بر لب های قایق رانان نغمه خوان

خاموشی کرده آشیان

بی تو جانا

باز آ باز آ

با طنین آواز خود

با فسون و با ناز خود

بار دیگر بلرزان قلب دریا را

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:39 توسط محسن| |



نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 18:5 توسط محسن| |

سلامممممممممممممممممممممممممممممم


عید نوروز رو به همه شما دوستای گلم تبریک عرض میکنم

امیدوارم سال 1391 خوبی داشته باشید سالی خوش و

پر برکت و پر از خوشحالی

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 17:59 توسط محسن| |



سلام اپ امروزم معنی و متن اهنگ kiling me softly هستش که خیلی زیبا هستش

Strumming my pain with his fingers

دردهای مرا با انگشتانش می نوازد

Singing my life with his words

 زندگی مرا با شعرش بازگو می کند

Killing me softly with his song
Killing me softly with his song

با آهنگش مرا با لطافت می کشد

Telling my whole life with his words
Killing me softly with his song

تمام زندگی ام را در اشعارش منعکس می کند

و با آهنگ خواندنش مرا به نرمی می کشد

I heard he sang a good song

از دیگران شنیدم که آهنگ های خوبی می خواند

I heard he had a style

شنیدم برای خودش سبک خاصی دارد

And so I came to see him
To listen for a while

 به همین خاطر آمدم تا ببینمش

و کمی به خواندش گوش کنم

And there he was this young boy
A stranger to my eyes

و او را دیدم ، پسرک جوانی

که برای من غریبه ای بیش نبود

Strumming my pain with his fingers
Singing my life with his words
Killing me softly with his song
Killing me softly with his song
Telling my whole life with his words
Killing me softly with his song

تکرار

I felt all flushed with fever

ناگهان  چهره ام  از تب و تاب گلگون شد

Embarassed by the crowd

از جمعیت موجود خجالت کشیدم

I felt he found my letters

احساس کردم نامه هایم را یافته

And read each one out loud

و تک تک آنها را بلند می خواند

I prayed that he would finish
But he just kept right on

دعا کردم که به این کارش پایان دهد

اما او ادامه می داد و دست بردار نبود

Strumming my pain with his fingers
Singing my life with his words
Killing me softly with his song
Killing me softly with his song
Telling my whole life with his words
Killing me softly with his song

تکرار

He sang as if he knew me

چنان می خواند که گویی مرا می شناخت

In all my dark despair

و به تمام غم ها و تاریکی های درونم واقف است

And then he looked right through me
As if I wasn't there

و بعد دقیقا به چهره ام نگریست اما چنان بی توجه

که انگار من آنجا نیستم

And he just kept on singing
Singing clear and strong

و به خواندش ادامه داد

واضح و قوی

Strumming my pain with his fingers
Singing my life with his words
Killing me softly with his song
Killing me softly with his song
Telling my whole life with his words
Killing me softly with his song

[Break]

He was strumming my pain
Yeah, he was singing my life
Killing me softly with his song
Killing me softly with his song
Telling my whole life with his words
Killing me softly
With his song
تکرار

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:14 توسط محسن| |

سلام به همه دوستای خوبم میخوام معنی یکی از بهترین اهنگ هایی که دوسش دارم براتون بزارم اسم اون Lady GaGa است


Lady GaGa - Poker Face(چهره بیحالت)

 

Mum mum mum mah

مام مام مام ما



Mum mum mum mah


مام مام مام ما


Mum mum mum mah



مام مام مام ما


Mum mum mum mah


مام مام مام ما


Mum mum mum mah


مام مام مام ما



I wanna hold em like they do in Texas Plays


من میخوام طوری آنها رو نگه دارم، مثل بازی که آنها در تگزاس انجام میدن


Fold em let em hit me raise it baby

stay with me, I love it


از آنها شکست بخورم و بذارم بهم ضربه

بزنن، بدنتو بلند کن عزیزم با من باش، من عاشقشم


Luck and intuition play the cards with



Spades to start


شانس و بینش با خال پیک، کارت بازی رو شروع میکنن


And after he's been hooked I'll play the


one that's on his heart


و بعد از اینکه تو بازی کارش تموم شد، من با چیزی بازی میکنم که در قلبشه



Oh, oh, oh


اوه اوه اوه


I'll get him hot, show him what I've


got


من داغش میکنم، بهش نشون میدم که من چی دارم


Oh, oh, oh


اوه اوه اوه


I'll get him hot, show him what I've

got


من داغش میکنم، بهش نشون میدم که من چی دارم


Can't read my, can't read my


نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه



No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه


(She's got to love nobody)


(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)


Can't read my, can't read my


نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه


No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه



(She's got to love nobody)


(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)


P-p-p-poker face, p-p-poker face


چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم



(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما



P-p-p-poker face, p-p-poker face


چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم


(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما



I wanna roll with him a hard pair we

will be


من میخوام باهاش عشق بازی کنم... چه زوج سرسختی ما خواهیم بود



A little gambling is fun when you're

with me, I love it


یه ذره قمارم کنیم وقتی باهمیم، بدک نیست، من عاشقشم



Russian Roulette is not the same without a gun


همونطوری که رولت روسی هیچ معنایی بدون اسلحه نداره



And baby when it's love if it's not rough it isn't fun, fun


و عزیزم، اگر این عشق خشن نیست، پس زیاد جالب هم نیست


Oh, oh, oh


اوه اوه اوه



I'll get him hot, show him what I've got


من داغش میکنم، بهش نشون میدم که من چی دارم



Oh, oh, oh


اوه اوه اوه



I'll get him hot, show him what I've got


من داغش میکنم، بهش نشون میدم که من چی دارم


Can't read my, can't read my


نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه



No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه



(She's got to love nobody)


(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)


Can't read my, can't read my



نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه



No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه




(She's got to love nobody)



(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)



P-p-p-poker face, p-p-poker face


چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم




(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما


P-p-p-poker face, p-p-poker face


چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم


(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما



(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما


(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما


I won't tell you that I love you


من بهت نمیگم دوست دارم



Kiss or hug you


نمیبوسمت یا بغلت نمیکنم


Cause I'm bluffin' with my muffin


چرا که من با اون چیزی که دارم(...)، دارم بهت دروغ میگم


I'm not lying I'm just stunnin' with my

love-glue-gunning



من دروغ نیگم، من تنها خیره شدم

با_______________________



Just like a chick in the casino


مثل یه دختر خوشگل تو کازینو


Take your bank before I pay you out


پولهاتو از بانک بردار تا نابودت نکردم!



I promise this, promise this


من بهت قول میدم، قول میدم




Check this hand cause I'm marvelous


این دست رو چک(یکی از حرکت ها در پوکر) میکنم، چون من شگفت انگیزم


Can't read my, can't read my


نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه



No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه



(She's got to love nobody)



(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)



Can't read my, can't read my


نمیتونه بخونه، نمیتونه بخونه




No he can't read my poker face


نه نمیتونه چهره بی حالتمو بخونه



(She's got to love nobody)



(او مجبوره که عاشق کسی نباشه)

P-p-p-poker face, p-p-poker face



چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم



(Mum mum mum mah)


مام مام مام ما


P-p-p-poker face, p-p-poker face



چ چ چ چهره بیحالتم، چ چ چ چهره بیحالتم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 23:33 توسط محسن| |

عکس های سلنا گومز









:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:15 توسط محسن| |

جوان عاشق


داستان جوان عاشق 

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق 
نمی یافت. 

مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای ازبندگان خدا هستی، خودش به سراغ تو خواهد. 

جوان به امید رسیدن به معشوق، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت. 

روزی گذر پادشاه برمکان او افتاد، احوال وی راجویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست. در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند. 

جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد. 

همین که پادشاه از آن مکان دور شد، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نامعلوم رفت. 

ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند. بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت: 

تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست، از آن فرار کردی؟ 

جوان گفت: 

«اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود، پادشاهی را به در خانه ام آورد، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانهء خویش نبینم؟»

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:6 توسط محسن| |

دوست ندارم

مـــن تــــــــــو را دوستــــــــــــــــــ نــدارم

نـه...

دوستتـــــــــــــــــــ نــدارم

امـــا هنگامـــی کـه نیستـــــی غمگینـــــــــــــم

و بـه آسمــــــــان آبــی بـالای سـرتـــــــــــــــــــــــ

و ستــارگانـــــی کـه تـــــــــو را مـی بیننــــد

رشکـــــــــــــ مـی بــــرم

تـــــو را دوستــــــــــــــــــــــــ نــدارم

امــا نمـی دانــــم چـــــــــــــــرا آنچـه مـی کنـــی

در نظـــــرم بـی همتــــــا جلـــــــــــــــــــــوه مـی کنــد

تـــــو را دوستـــــــــــــــــــــ نــدارم

امــا هنگامــــی کـه نیستـــــــــــــــــــــی

از هــــــــر صدایـــی بیــــــــــــــــــــــــزارم

حتــی اگــر صـدای کسـانـــی بــاشد

کـه دوستشــــــــان دارم

زیـــرا صـــــــــــــدای آنهــا

طنیـــن آهنگـــــــــــ صـــدایت را در گــوشــــم می شکننــــــــــــد

تــــو را دوستــــــــــــــــــــــــــ نــدارم

آه...

مـی دانــــــم کـه دوستتـــــــــــــــــــــــــ نـــدارم

امــا افســـــــوس کـه دیگــران دل ســـاده ام را

کمتـــــــر بــــــــــــــــاور دارنــد

و چـه بسـا بـه هنگــــام گـــذر مـی بینـــم کـه

بـر مـــــــــــــــــــن مـی خندنـــــد

زیـــرا آشکـــارا مـی بیننـــــد

کـه نگـاهــــــــــم بـه دنبـــال تـوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:5 توسط محسن| |

در هـــاله ای از ابهـــامم

نمـی دانـم بـه شمـارش قـــــدم هـایـی کـه

بـر مـی داری تـا دور شـــوی

فکـــــر کنــم

یـا بـه شمـارش روزهـایـی کـه

از ایـن پـس بــــی تـو مـی گذرنــد ؟!

رنـگ آبـــــی آسمــان روزهای بـا تـــــو بـودن را حفظ کنــم

یـا سیــــاهـی آسمــان بـــــــی تـو بــودن را ؟!

بـه بـــــاران رحمـت خــدا بینـدیشـــــم

یـا بـه دسـت خــائن روزگـــــار ؟!

چـه زود پـــاسخ سـوال هـای بـــی جـوابــم را دادی

چـه زود فـاصلــ ــ ــ ــ ــه هـا پــل هـایشـان را ساختنـــد

خــــوب کـه فکــر مـی کنـم مـی بینــم

بـا همــــــه ی نزدیکـــی ت

خطـــــــوط لبخنــــــد ت

خط خطــــی هـای ذهنـــــــت

حتـی خــــــــودت تـا خــودت

تـامــــــــــــــــــــــــن

همـــــــــه چیــز...

همــه چیـز فـاصلــ ــ ــ ــ ــ ــه است


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:3 توسط محسن| |


نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 17:56 توسط محسن| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ